شيخ حسين انصاريان
231
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
جايى براى انكار ندارد : مقالهء نورمان و نسان پل « روزى كه از مرگ مادرم آگاه شدم به كليسا رفتم تا در آن محفل روحانى دمى با خود خلوت كنم . مىخواستم حضور او را در آن جا حس كنم مگر نه اين كه پيوسته در گوش من مىخواند : هر بار كه تو در اين كليسا به دعا و نماز مىپردازى من با تو خواهم بود . در پشت ميز مخصوص خود جا گرفتم بر روى ميز چشمم به انجيل كهنهء اوراق شدهاى كه در همهء سفرها مونس باوفاى من بود افتاد ، ميلى باطنى مرا تحريك مىكرد كه در آن روز اندوهبار مايهء تسلّى خاطر بيابم ، دستم را بر روى كتاب مقدّس گذاشته ايستادم و به نقطهء مبهمى مىنگريستم ، ناگاه آشكار احساس كردم كه دو دست نرم و سبك كرك مانندى با لطفى بسيار روى سرم قرار داده شد ، شادى غير قابل بيانى مرا فرا گرفت . من فكر كنجكاوى دارم ، حتّى در تصادفات و پيشامدها مىكوشم كه آنچه رخ داده به طور دقيق تجزيه و تحليل كنم و دليل آن را به دست آورم ، با خود انديشيدم كه بى شك اين توهّمى بود كه در نتيجهء تأثّر مرگ مادرم پيدا شده امّا براى من محال مىنمود كه اين توجيه را بپذيرم . از آن روز من هرگز در اين كه مادرم روحاً زنده است ترديدى پيدا نكردم ، من مىدانم كه او زنده است و تا ابد زنده خواهد بود . كوچكترين شكّ و تريدى يقين مرا در زندگى جاويد متزلزل نساخته ، من بدان ايمان دارم و آن را غير قابل رد مىدانم . يقين عينى دارم كه پس از مرگ دوستان عزيز خود را خواهيم يافت و هيچ چيز ما را از آنان جدا نخواهد ساخت « 1 » و نيز معتقدم كه هر كس شخصيّت خاصّ خود را در دل اين جهان تازهء پهناور حفظ خواهد كرد و در آن جا رنج و آزارى براى اهل حقيقت نيست « 2 » مسلّماً سير تكامل در آن جا نيز
--> ( 1 ) - « وَأَجْتَمِعَ فى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ » ؛ و با اهل ايمان در جوارت گرد آيم . ( دعاى كميل ) . ( 2 ) - « ألَا تَخافُوا وَلاتَحْزَنُوا وَ ابْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى كُنْتُمْ تُوعَدُونَ » ؛ مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مىدادند ، بشارت باد . فصّلت ( 41 ) : 30 .